محاکمه گالیله
| ||
|
| ||
|
| ||
|
این یادداشت، در سه بخش به بررسي مختصرِ علل و اهداف و تبعاتِ محاکمه گالیله (كه نقطه عطف انشقاق عقل و ایمان تلقی شده است) می پردازد:
الف - يادآوريِ واقعياتي كه كتمان هر يك از آن ها ممكن است منجر به انحراف در ادراكِ علل و عواقبِ واقعه شود: 1. برخي سوء تعبیرهای گروه های طرفدار، از مراودات گالیله با کپلر (که ریشه در اختلاف نظر های علمی این دو دانشمند داشت)، تا حدودی در تشدید مخالفت هاي مخالفین گالیله نقش داشته است، لکن نه درحدي كه منجر به محاکمه گاليله شده باشد 2. در یک مقطع زمانیِ خاص، شهرتِ علمیِ گالیله، موجب بروز پاره ای ملاطفت های موردی، از ناحیه برخی سرانِ کلیسا نسبت به ایشان شده است، لکن این فقره از ملاطفت ها، عمدتاً جنبه يِ سیاسی داشته و بعضاً مسبوق و معطوف به روابطِ عاطفیِ في مابين می بوده و نباید نشانه عدمِ مخالفتِ سرانِ کلیسا با ارکانِ رویکردِ علمیِ گالیله تلقی شود 3. اگر چه شهرتِ علمی گالیله، پاپ پاولس پنجم را به پذیرشِ تلویحیِ برخی نظریاتِ علمی ایشان (و از جمله، نظریه يِ گردشِ دَوَرانی زهره، پیرامون خورشید) واداشت، و موجب شد تا باورهایِ فراکسیون اندیشمندِ کلیسا، نسبت به هیئت بطلمیوسی سُست شود، لکن، كماكان نظریاتِ گالیله (دایر بر تأیید نظام کوپرنیکی) اساساً با تفاسیرِ رایج از کتابِ مقدس در تعارض مي بود؛ و بر اين اساس، نظام کوپرنیکی و نظریاتِ علمی گالیله، هیچگاه و در هیچ مقطعِ زمانی مورد تأیید کلیسا و دربارِ پاپ نبوده است 4. مخالفتِ کلیسا با آراء نجومی و اندیشه های علمی، خاصه يِ جبلّیِ حاکم بر خِردِ کلیسائي می بوده، و اين رویکردِ علم ستیزی، منحصر به مخالفت با آراء و اندیشه های علمی گالیله نبوده است، لكن مواردِ شنيعِ اين رويكرد، در تقابل با خردمنداني چون: جوردانو برونو، ميشل سروه و گاليلهُ گاليله، بارز تر مي باشد 5. پاپ پاولس سوم و اسقف دانتیسکوس، در معيّتِ انبوه عقبه یِ غاصبین کرسی های دانشگاه های وابسته به کلیسا، سکوتِ علمی را بر کوپرنیک تحمیل کردند، ويحتمل، همین سکوتِ علمی، موجب ارضايِ جناحِ علم ستیزِ افراطيِ كليسا، و معافیتِ کوپرنیک از زنده در آتش سوختن بوده باشد 6. قبول این واقعیت که، مرتجعینِ علمی، در قبالِ تهاجماتِ علمیِ گالیله، با تمام قوا از سنگر های عقاید مشائی دفاع می کردند، و در اين طريق، اجرای هر دسیسه علیه گاليله را ضروري مي پنداشتند، نباید موجبِ كتمانِ این واقعیت شود که، فراکسیونِ منسجمی از کلیسائيانِ کرسی دارِ دانشگاهي و وعاظ، به عنوانِ مدافعِ مکتب ارسطو، هسته يِ مركزيِ رويكردِ اندیشه گریزی و موتور محرک علم ستیزی را تشکیل می داد ه اند، و جدال علیه انديشه هاي علمي (و از جمله، نظام کوپرنیکی و آراء علمی گالیله) را سازمان دهي مي كرده اند 7. قبول این واقعیات که، بروز واقعه يِ پیش بینی ناشدنیِ اصطکاکِ فکریِ کشیش کاستلیِ ریاضی دان، با يك بیوه یِ مُترِف و مستکبرِ درباری (موسوم به کریستینا)، بر سرِ مغایرتِ مندرجاتِ کتاب مقدس با آراء نجومی گالیله، جرقه يِ اولیه يِ برپايیِ محاکمه گالیله بوده، و در علنی شدنِ مخالفتِ کلیسا با آراء علمی گالیله نقش داشته است، نباید موجب كتمانِ این واقعیت شود که، مبنای اساسیِ روحیه يِ علم ستیزیِ وابسته هايِ كليسا در سرکوبِ اندیشه های علمی، رویکردِ حاکم بر خِردِ کلیسايی، در تقابل با انديشه های علمی مي بوده است 8. مخالفت با آراء علمی گالیله هیچگاه از ناحيه يِ فرد یا افراد خشکه مذهبیِ عوام آغاز و تشدید نشد، بلکه مخالفت های سازمان یافته، دقیقا ازسوی کلیسا و با مباشرت کاردینال روبرت بلارمین اجرا مي شد؛ لذا توضيحِ ابعاد شخصیتی کاردینال روبرت بلارمین (به عنوانِ مظهرِ علم ستیزی کلیسا) به شرح زیر ضروري است: کاردینال روبرت بلارمین: • مشاور اعظم در بار پاپ پاولس پنجم • محترم ترین حکیم الاهی در عالمِ مسیحیت (در آن عصر) • مؤلفِ قرائتِ جدیدِ اصول دین مسیح (در آن عصر) • ویرایشگر و پالایشگرِ نسخه يِ کلمنسی از ترجمه يِ لاتینیِ کتاب مقدس • مخاصمِ اصلیِ آئینِ لوتری و کلیسای انگلیکان • مدعی و مروجِ این عقیده که: حاکمیت کلیسا یک اَبَر حاکمیت، و ما فوق حاکمیتِ تمامی نظامات و حکومت ها است • استادِ رسمیِ کرسی مسائل جَدَلی در دانشگاه رم • یکی از 9 نفر مُفتّشان و شکنجه گَرانِ دخيل در تفتیش عقیده يِ جوردانو برونو
ب - روند تفتيشِ عقيده و محاكمه ي گالیله: 1. ایرادِ اتهام توسط کشیش لورینی، در روزِ هفتم فوریه 1615، داير بر تفسیر به رأیِ آیات کتاب مقدس و بدعت گذاری از ناحیه گالیله، (با جعلِ برخی از مطالبِ یکی از نوشته هایِ گالیله، تحت عنوانِ: نامه خطاب به کاستلی) با توجه به اهمیتِ اين موضوع، درجِ ترجمه يِ بخش های اساسیِ نامه خطاب به کاستلی، به شرح زير، ضروري به نظر مي رسد: * ......... در تصریحِ خصایصی که الاهیاتِ مقدس را مستحقِ عنوانِ ملکه می نماید، قصور رفته است و من اطمینان ندارم که این قصور تعمدی نباشد. یک موجبِ این اسحقاق ممکن است این باشد که، الاهیات شامل هرگونه مطلبی است که از عمومِ علومِ دیگر اقتباس شده است و همه چیز را با روش هایِ نیکوتر و دانشِ عمیق تر مدلل می سازد......... * ......... موجبِ دیگر برای اطلاقِ عنوانِ ملکه به الاهیات، می تواند این باشد که، الاهیات به موضوعی می پردازد که از لحاظ شأن، بر تمام موضوعاتی که موجدِ علوم دیگر است برتری دارد و تعلیماتش در رشته های بلند پایه تری ابراز می شود. من تصور می کنم که اطلاق عنوان ملکه به الاهیات بر طبق توجیه اول، مورد تأیید حکمای الاهی، که در علومِ دیگر مهارتی دارند واقع نخواهد گردید. به گمان من، هیچیک از اینان نخواهند گفت که علومِ هندسه و ستاره شناسی و موسیقی و پزشکی در کتاب مقدس به طرزی عالی تر از آنچه که در کتاب های ارشمیدس و بطلمیوس و بوئتیوس و جالینوس بیان شده است تشریح گردیده باشد؛ بنابراین احتمال می رود که این عنوانِ رفیع به معنای دوم به الاهیات اطلاق گردیده باشد،............ * ........ اگر این حکمتِ بلند پایه به مقام تفکراتِ پائین تر و حقیر تر درباره علوم فرعی تنزل نکند و نسبت به آن ها، به علت اینکه با سعادت ابدی ارتباطی ندارند توجهی ننماید، در این صورت آموزندگان این حکمت نمی بایست برای خود مدعی این حق شوند، که در باره يِ مباحث مربوط به حرفه هائی که نیاموخته اند و بدان عمل نکرده اند فتوی دهند. آری این قضیه مانند آن است که حکمران مستبدی که نه پزشک است و نه معمار، اما خود را آمرِ مطلق می داند، بنا بر هوسِ خویش مبادرت به تجویز دارو و بر پا کردنِ بناهائی كند، که بالنتیجه جان بیماران بینوای خود را به خطر اندازد و موجب فرو ریختن سریع ساختمان هایی که بر پا کرده است گردد.......... 2. شهادتِ کشیش کاچینی علیه گالیله، در ماه مارس 1615 و در دربار پاپ (در باره يِ فعالیت های شخصیِ گالیله و بدعت گذاری او، که به نظر ايشان منجر به انهدامِ اساس ایمان مي گردیده است) 3. رد ادعای کشیش لورینی و کشیش کاچینی (در محکمه يِ مخفیِ تفتیش عقاید و به طور کاملاً محرمانه) در ماه نوامبر 1615، به دلیل عدم کفایتِ مدارک و عدم کشفِ بدعت در متنِ نامه خطاب به کاستلی 4. گرد هم آئیِ متخصصینِ الاهیات (به فرمان پاپ پاولس پنجم) در سوم فوریه 1616، با هدفِ بررسی نظریاتِ علمیِ گالیله و نظام کوپرنیکی هیئت داوران (که همگی متخصصِ الاهیاتِ مسیحی و مستخدمینِ دربار پاپ بودند)، در باره يِ دو موضوعِ علمی نجومی، به اتفاق آراء و به شرح زیر، رسماً ابراز رأی کردند: اولا- این نظریه که می گوید، خورشید مرکز عالم است وکاملاً ثابت و فاقد حرکت وضعی است، کاملاً ابلهانه و بی معنی می باشد، و از آنجا که صریحاً با اصولِ تعلیماتِ کتاب مقدس، در چندین عبارت، هم به معنای تحت اللفظی و هم برطبق تفسیر کُلّیِ پدران روحانی و حکما مغایرت دارد، از نظر فلسفی رسماً بدعت گذاری به شمار می آید ثانیاً - این نظریه که می گوید، زمین نه مرکز عالم است و نه ثابت، بلکه تماماً در حرکت است و همچنین حرکت روزانه دارد، این موضوع نیز مانند اولین مسئله، از نظر فلسفی مستوجب توبیخ است و از لحاظ حقایق دینی باید لا اقل اشتباهی در ایمان تلقی شود 5. انجمن عمومیِ مأمورِ رسیدگی به فهرستِ کُتب ممنوع (كه به فرمانِ مستقيمِ پاپ پاولس پنجم تشكيل شده بود)، درتاریخ پنجم مارس 1616 اعلامیه ي معروفی صادر کرد؛ و این اعلامیه يِ رسمیِ دستگاه پاپ پاولس پنجم، كه به منزله يِ حکم رسمیِ انشقاق علم و ایمان تلقی شده است، حاوی مطالب تعیین کننده زیر مي باشد: * .......... نامه يِ پدر روحانی محترم پائولو آنتونیو فوسکارینی، اهل فرقه کرملی، در باره عقیده فیساغورسیان و عقیده کوپرنیک در باره حرکت زمین و ساکن بودن خورشید، و دستگاه نوین علم فیساغورسی که به وسیله يِ لاتزارواسکوریجو به سال 1615 در ناپل به طبع رسیده است. طی آن نامه، پدر روحانی مزبور کوشیده است که مدلل سازد، که عقیده يِ ثابت بودنِ خورشید در مرکزِ عالم و حرکت زمین، که پیشتر به آن اشاره شد، منطبق با حقیقت است و مغایرتی با کتاب مقدس ندارد..... * ....... انجمنِ مقدس حکم می کند که کتابِ در باره دَوَرانِ افلاک آسمانی کوپرنیک و کتابِ در باره ایوب از دیگودسونیگای مزبور، تا زمانی که اصلاحاتی در آن به عمل آید موقتاً توقیف شود. اما کتاب پائولو آنتونیو فوسکارینی، روحانی کرملی، به کلی منع می شود و محکوم است. و تمام آثار دیگری از این قبیل که در آن به تعلیم چنین عقایدی پرداخته می شود ممنوع است، و برطبق این حکم دستور منع و محکومیت و توقیف تمام آنها بدین ترتیب صادر می گردد.............. 6 - در یکی از پرونده های دادگاه تفتیش عقاید، سندي رسماً به ثبت رسیده، كه قاطع ترین مدرک علم ستیزی و اندیشه گریزی مسیحیت رسمی تلقی شده، و ترجمه ي آن چنين است: * به تاریخ یکشنبه 25 فوریه 1616 کاردینال ملینی، پدران روحانی و دستیارِ قاضی و افسرِ در بارِ پاپ اعلام کردند که اِعمال توبیخ از طرف حکمای الاهی در مورد قضیه گالیله مبنی بر اینکه خورشید در مرکز عالم قرار دارد و در جای خود ثابت است و زمین در حرکت است و گردش روزانه نیز دارد، به مقام پاپ گزارش شد؛ و حضرت پاپ دستور دادند که کاردینال بلارمین گالیله نامبرده را به حضور خویش بطلبد و به وی توصیه کند که از این عقیده دست بردارد؛ و در صورت استنکاف وی از اطاعت از این امر، افسر دادگاه موظف است در حضور یک سر دفتر اسناد رسمی و شهود، این حکم را به وی ابلاغ کند که، به طور کلی از تعلیم یا دفاع از این اصول و عقیده و حتی بحث در باره آن اجتناب ورزد؛ و اگر به اجرای مفاد این حکم تن در ندهد باید به زندان افکنده شود. 7 - بخش هايي از صورتجلسه يِ سومين جلسه يِ بازپرسي، در روندِ محاکمه يِ تاريخي گاليله، حاويِ نكاتي آشكار سازِ زير است: * .......... به وي گفته شد که، چنين استنباط مي شود که وي معتقد به عقيده کوپرنيکي است، و براي بار دوم از او خواسته شد که حقيقت را آزادانه بيان کند. وي در پاسخ گفت که، کتاب را به اين منظور نوشته بود که با اقامه ي استدلالاتي در باره هر دو جنبه ي موضوع بحثي را که متضمن نفع عموم باشد مطرح کند؛ و بار ديگر تکرار کرد که: من اکنون به عقيده اي که محکوم شده است اعتقاد ندارم و از موقعي که تصميم اولياي امور اعلام گرديده به آن متمسک نبوده ام. * براي بار سوم به وي تذکر داده شد که، از محتويات کتابِ گفتگو چنين بر مي آيد که وي به عقايد کوپرنيک معتقد بوده است، يا لااقل هنگام تأليف کتاب چنين عقيده اي داشته است و بنابراين مقررات مربوط به قانون در باره وي اجرا خواهد شد، مگر اين که تصميم به اعتراف به حقيقت بگيرد. گاليله پاسخ داد که، از زماني که اين فرمان به من ابلاغ شد که بايد عقيده کوپرنيک را ترک کنم، ديگر نه به آن معتقدم و نه اعتقاد داشته ام؛ اما ديگر سرنوشت من به دست شماست و آنچه مي خواهيد با من بکنيد. براي آخرين بار با تهديد به شکنجه امر شد که حقيقت را بيان کند؛ وي تکرار کرد که، من اينجا مطيع امرم و............. 8 - فراز هايي از متن رأي نهاييِ محاکمه تاريخي گاليله، كه در 16 ژوئن 1633 صادر شده و حاويِ نكاتي آشكار ساز، در رابطه با محكوميتِ رويكرد علمي از ناحيه يِ خِردِ كليسائي است، ذيلاً درج مي شود: * ..........پاپ مقدس فرمان داد که گاليله مزبور بايد در باره نيّتَش، با تهديد به شکنجه تحت بازپرسي قرار گيرد؛ و اگر اسقامت به خرج داد، در يک مجلس عمومي مجمع کشيشان دربارِ پاپ احضار شود تا سوگند به ترک عقيده خود ياد کند و اگر مورد درخواست مجمع مقدس کشيشان باشد، محکوم به زندان گردد و به وي حکم شود که ديگر به هيچ وجه، خواه کتباً و خواه شفاهاً به بحث در باره متحرک بودن زمين و ساکن بودن خورشيد نپردازد؛ در غير اين صورت به مجازات هاي ارتداد محکوم خواهد گرديد
ج – تبعاتِ محاكمه ي گاليله: آنچه كه از روندِ واقعه و متن اسنادِ مذكور، به وضوح احراز شده و بر حافظه ي تاريخ اثر گذار بوده است، اين كه:
* دستگاه و در بارِ پاپ (که مظهر رسمی مسیحیت است)، رسماً دانشمندی را، با اراده يِ معطوف به ارهاب، امر می کند که،..... به طور کلی از تعلیم یا دفاع از اصول و نطرياتِ علمي و حتی بحث در باره آن اجتناب ورزد....... * هر چند كه در تمامی مراحل مقدماتیِ ایرادِ اتهام و تفتیش عقایدِ منجر به محاکمه، ظاهراً شخصِ گالیله در معرض اتهام و محاکمه می بوده است، لکن، كتمان شدني نيست که دستگاه پاپ و عمله ي تفتيش عقايد، با علم و رویکردِ علمی، بیش از شخصِ عالِم سرِ ستیز داشته اند، كما اينكه، از محکومیتِ نظامُِ کوپرنیکی در سال 1616 توسط هیئت داورانِ درباریِ دستگاه حکومتیِ پاپ، تحت عنوانِ مغایرت کلی با کتاب مقدس گرفته، تا اعلانِ رسمیِ نظام کوپرنیکی، به عنوانِ بدعت گذاری رسمی، از ناحيه ي دستگاه پاپ در سال 1633، هدف اصلی و نهائیِ حملاتِ دستگاه تفتیش عقايد و در بارِ پاپ، به وضوح، رویکردِ پویای علمی می بوده، که تحتِ عنوانِ نظام فلکی کوپرنیکی، رویکردِ قهقرا گرایانه يِ خِردِ كليسائي را به چالش می خواند ه است * در سيرِ تكوينِ خِردِ كليسائي، بارها در قبال تئوری های نوین علمی، سناریویِ ستیز و گریز اجرا شده است، به طوري كه، هربار كليسا در قبالِ یافته هایِ علومِ تجربی، آرایشِ رزمی به خود می گرفته و با چنگ و دندان از انگاشته های جزمیِ خود دفاع می کرده است، و سپس، با غلبه ي رويكردِ علمي، ضمنِ همنوا سازيِ انگاشته هاي خود با يافته هاي جديدِ علمي، از سنگرِ ماضي مي گريخته و در خاكريزي واپس تر، ملازي منيع تر مي پرداخته است، آنچنان كه، در زمینه هیئت: o بدواً باور الاهيِ جهان خيمه اي، (که آب هاي بالائي آن را پوشانده بود)، مدت ها، سر سختانه در مقابل تئوريِ زمينِ کروي مقاومت کرد، و عاقبت، ضمن عقب نشيني از سنگرِ جهان خيمه اي، باور هاي خود را با تئوري کروي همنوا ساخت o در مصافي ديگر، خِردِ كليسائي ناگزير شد كه، اعتقاد به هيئتِ کُهن و فرسوده ي بطلميوسي را، تا پذيرشِ هيئتِ تيکوبراهه ئي عقب نشيني کند o و اخيراً، در فقره ي كپرنيك و گاليله، و در چالشي ژرف تر، خود را به اجراي سناريوي دفاع از انگاشته هايِ زمين ثابت و نظام زمين مرکزي، و ستيز عليه تئوري مُستدلِ زمينِ متحرک و نظامِ خورشيد مرکزي ناگزير مي ديد؛ ستيز نافرجامي که الزاماً گريزي واپس گرايانه تر را در پي داشته و مستلزمِ اصلاحاتِ ژرفِ همنوا سازِ انگاشته هاي خِردِ كليسائي بوده است. |
کامران کولی گوجار ـ گردآوری شده سال90