زبان آموزی در مناطق دو زبانه

درامد : آموزش وخواندن و نوشتن پایه کودکان که زبان محلی آن ها با زبان منتخب در نظام آموزشی رسمی کشور متفاوت است در اغلب نقاط جهان به طور عموم و بالاخص در کشور ما ایجاد مشکلاتی میکند .

از جمله این مشکلات افت تحصیلی شدید افزایش تعداد بی سوادان کشور از این لحاظ تعداد کثیری از افراد که در مناطق دو زبانه زندگی میکنند نه تنها از نعمت خواندن و نوشتن محرومند بلکه قادر نیستند از زبان میانجی که در کشور ما زبان منتخب فارسی است جهت ارتباط گفتاری و شنیداری با دیگر هموطنان خود استفاده کنند .

آموزش دو زبانه چیست؟ آیا طرح کار آمدی است ؟ اگر این برنامه تعطیل شود، چه خواهد شد؟ اصطلاح آموزش دو زبانه ، این روزها آهنگ ضربان قلب مردم را ناخودآگاه سرعت بخشیده است . برخی ، سرسختانه در مقابل آن قرار گرفته اند، برخی طرفدار آن هستند و تعداد اندکی نیز موضع بی طرفی اختیار کرده اند. جالب توجه این که به جز آنهایی که مستقیما با آموزش دو زبانه سروکار دارند- یعنی اولیا معلمان و دانش آموزان – بیشتر کسانی که در ایالات متحده آرای تندی علیه آموزش دو زبانه ارائه داده اند، از راه و رسم آن اطلاع چندانی ندارند. پیشوند"دو" در آموزش دو زبانه به معنای این است که دانش آموزان با دو زبان سرو کار دارند و هدف از آن ، هموار کردن راه عبور به سمت یادگیری زبان انگلیسی است، اما این شیوه انتقال ، متاسفانه بر نظری همه جانبه نسبت به توانش زبانی دانش آموزان بنا نشده است . به رغم این که این شیوه به دلیل عدم توجه به مزایای دو زبانه بودن، ضعیف و ناتوان می نماید، اما فرآیند انتقال  به زبان اول را تدریجا فراهم می کند

 

دو زبانگی بین کاربرد مطلق همزمان متناوب و استادانه ی دو زبان تا دانستن مقداری از زبان دوم در نوسن است دوزبانگی یا چندزبانگی به معنی دانستن و بکاربستن دو یا چند زبان متفاوت است به طوری که فرد بتواند از هر زبان بر حسب مورد  برای نیازهای ارتباطی خود استفاده کند

فرد دو زبانه :کسی است که حداقل دریکی از چهار مهارت درک شنیداری صحبت کردن خواندن ونوشتن به زبانی غیر از زبان مادری عمل کند.

دوزبانه بودن یا نیاز به دانستن دو زبان ویاحتی چند زبان هیچ گاه درتاریخ زندگی انسان این چنین درسطحی گسترده وجهانی مطرح نبوده است. در مورد تعداد زبانهای رایج در دنیا برآوردهای مختلفی شده است. اکثر کتابهای مرجع جهان حدود 6000 زبان را ذکر کرده اند. با این حال تعداد کشورهای مستقل جهان کمتر از 270 کشور هستند. این بدان معناست که تعداد زیادی از افراد در این کشورها دوزبانه یا چندزبانه هستند. دوزبانگی ومسایل مربوط به آن امروزه در همه کشورهای جهان در سطحی گسترده وجود دارد و هر روز گروههای بیش تری به جمع دوزبانه ها می پیودند. آشنایی با دو زبان با ارزشهای اجتماعی- فرهنگی وساختهای زبانهای متفاوت در شرایط یادگیری ناهمسان ممکن است دشواریهایی را برای فرد دوزبانه به همراه داشته باشد.

نقش زبان در فرهنگ و سنتهای اجتماعی

گفتيم که انسانيت انسان با کلام آغاز شده است، يعنى انسانيت از آن روز آغاز شده است که موجودى نيم‌انسان و نيم‌حيوان غارنشين يا درخت زي، مغز خود را براى يافتن و اختراع علامات صوتى به کار انداخت تا رموزى را بسازد که شناساى دسته‌اى از اشياء باشد؛ به سخن ديگر زبان و سخن گوئى با تعقل آغاز شده است و از آن زمان راه تازه‌اى براى پيشرفت تعقل انسان باز و هموار گرديد که پايانى براى آن قابل تصور نيست. زيرا کلمات براى فکر به مثابه ابزار کار است و روشن است که تکامل مصنوعات تا حدودى مديون تکامل ابزار کار مى‌باشد. پيدايش کلمات مجرد ظاهراً نتيجه ترقى فکر بشر است که با تفکر انسان ارتباط علت و معلولى دارد در اين‌باره رالف لينتون گفته است: 'شکى نيست که قوه تکلم انسان با استعداد عالى تفکرش ارتباط بسيار دارد. آنچه که انسان را، حتى بيش از استعدادهاى خاصى که در تفکر و فراگيرى دارد از ديگر جانوران جدا مى‌سازد همين قوه گفتار است'

 

انسان به وسیله ی زبان بود که توانست به اعماق وجود دیگران نفوذ کند و به دیگران بپیوندد و نخستین اجتماعات بشری را شکل دهد. زبان انسان را قادر ساخت که تمایز و تفاوت را احساس کند و توانست در سایه ی آن بنیان های پیشرفت و ترقی را پایه ریزی کند. پس می توان ادعا کرد زبان مهم ترین و بارزترین خصوصیت ذاتی انسان و وجه تمایز او با حیوانات است. لذا در مورد اهمیت زبان می توان اظهار داشت که زبان، زندگی است و زندگی در زبان معنا می یابد چنان که هایدگر هم معتقد است که زبان خانه بودن است و همه چیز در آن هستی و معنا پیدا می کند. زبان مقام و نقش های ارزشمندی را در زندگی بشری ایفا نموده و می نماید. یکی از مهم ترین نقش های زبان، نقش ارتباطی آن است. به صورتی که به وسیله زبان است که انسان با دیگران و دنیای پیرامونش ارتباط برقرار می کند و دنیای خود را با دنیای دیگران پیوند می دهد و با کمک جستن از آن احساسات، عواطف، خواسته ها و اندیشه و تفکرات خود را ابراز می دارد.

زبان مادری به اولین زبانی گفته می‌شود که کودک تکلم به آن را یاد می‌گیرد.زبان اول( بعلاوه زبان بوم، زبان اصلی، زبان مبدا، زبان مادری یا مجموعه اصطلاحات بومی) زبان شخصی است که از زمان تولدآن را آموخته و به بهترین وجه صحبت می کند و اغلب معنایی برای همسانی جامعه شناسی زبان است. در بعضی از کشورها، اصطلاحات زبان بومی یا زبان مادری بیشتر به زبان قومی یک فرد اشاره می کند تا زبان اول او. در مقابل، زبان دوم زبانی است که هر فردی متفاوت با زبان اولش صحبت می کند.

از نظر عصب‌شناسی زبان اول در مقایسه با زبان‌هایی که فرد بعداً در بزرگسالی می‌آموزد(زبان دوم) جایگاهی متفاوت را در قشر مغز اشغال می‌کند. به طوری که دربسیاری موارد آسیب‌های مغزی محدود ممکن است سبب اختلال شدید در یکی از این دو زبان (اول و دوم) شوند در حالی که مهارت‌های زبان دیگر هیچ آسیبی نبینند.

در سکته‌های ایسمیک مغزی آسیب رایج‌تر آسیب وارد به ناحیه زبان دوم است و فرد معمولاً ابتدا توانایی‌های زبان دوم را از دست می‌دهد درحالی که هنوز قادر است به زبان اول نیز صحبت کند.

آموزش رسمی در ایران برمبنای زبان فارسی است. آموزش خواندن و نوشتن زبان فارسی به دانش آموزان را در اصطلاح آموزش و پرورش زبان آموزی می گویند. زمان انجام این امر مهم، سال اول ورود به دبستان یا پایه ی اول ابتدایی است.

 

هدف از گنجاندن این مرحله در آموزش و پرورش رسمی، آموزش صداهای زبان فارسی در قالب کلمات بامعنی است. این کلمات در اصل نام تصاویر لوحه های آموزشی هستند که برای زبان آموزی مورد استفاده قرار می گیرند. این لوحه ها شامل تصاویر مختلفی از اشیا، جانوران، محیط زندگی و پدیده های طبیعی هستند که به زعم تهیه کنندگان لوحه ها برای همه ی یادگیرندگان آشنا بوده و آنها را می شناسند مدت این دوره به استثنای مناطق دوزبانه، یک ماه و معمولا مهرماه پایه ی اول ابتدایی است. علاوه بر مشکلات مناطق دوزبانه، تفاوتهای فردی یادگیرندگان نیز بر یادگیری آنان موثرهستند.

میزان تسلط بر زبان اول و دوم : اگر شخص بر هر دو زبان در تمام ابعاد، تسلطی یکسان داشته باشد دارای شرایط دو زبانگی همپایه است اما اگر تنها بر یکی از دو زبان تسلط کامل داشته و زبان دیگر را ناقص آموخته باشد و آن را با تاثیر از زبان اول مورد استفاده قرار دهد، دارای شرایط دو زبانگی ناهمپایه است.

میزان تسلط بر گونه های شفاهی و مکتوب زبان اول و دوم : اگر شخص به هر چهار مهارت زبانی – یعنی گویش دادن، سخن گفتن، خواندن و نوشتن – هم در زبان اول و هم در زبان دوم مسلط باشد، برای او شرایط « دو زبانگی کامل » مهیا شده است. اما اگر تنها بر دو مهارت گفتن و گوش دادن مسلط باشد، « دو زبانگی شفاهی » بروز می کند؛ مانند یک روستایی بی سواد، مثلاً زنجانی، ایرانیان که فقط بر مهارت های شفاهی زبان فارسی و گویش ترکی مسلط است.

ضرورت توجه ویژه به آموزش زبان فارسی در مناطق دو زبانه

 

مطابق اصل پانزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، کتاب های درسی باید به زبان رسمی کشور، یعنی فارسی، نوشته شود. بنابراین تمام دانش آموزان دبستانی در سراسر کشور باید به این زبان مسلط شوند تا بتوانند از محتوای مندرج د رکتاب های درسی استفاده کنند. دانش آموزان دبستانی در بدو ورود به این دوره از لحاظ تسلط بر زبان فارسی در یکی از چهار دسته ی زیر جای می گیرند :

دسته ی اول : کودکانی که تا حد بسیار زیاد و مطلوب بر زبان فارسی معیار مسلط اند مانند کودکان تهرانی

دسته ی دوم : کودکانی که دارای یک لهجه ی محلی فارسی هستند مانند دانش آموزان یزدی، اصفهانی، کرمانی و مشهدی.

دسته ی سوم : کودکانی که هم بر یک گویش محلی تسلط کامل دارند و هم تا اندازه ی زیادی بر زبان اندک است ، مانند کودکان روستاهای اردبیل یا کردستان و ......

در خصوص دانش آموزان دسته ی اول ، دوم و سوم با مشکلات حادی روبه رو نیستیم. زیرا به هر حال آنها بر مهارت های شفاهی زبان فارسی (گوش دادن و سخن گفتن ) مسلط اند و مهارت های خواندن و نوشتن  را نیز می توان به آنها با فنون و راهبردهای مختلف آموخت . مشکل اصلی بر سر راه معلمانی است که وظیفه ی آموزش به د انش آموزان دسته ی چهارم را بر عهده  دارند. این معلمان علاوه بر آموزش مهارت های خواندن و نوشتن می بایست با فعالیت بیش تر  و تا اندازه ی زیادی متفاوت با دیگر همکاران خویش ، مهارت های شفاهی زبان فارسی ، یعنی گوش دادن و سخن گفتن را نیز به شاگردان خود بیاموزند